black heart
دمِ تلفن همگانی به یارو میگم:میشه بدین منم یه زنگ بزنم؟...میگه:کارت تلفونو؟؟.....میگم: پـَـ نـَـ پـَـ شماره اونی که باهاش حرف میزدیو!!!!!! *************************** رویه پشت بوم خونشونو داشتند اسفالت میکردنند یکم اسفالت اضافه میاد ...پسرش میگه بابا میخوای بریزش دور ....پـَـ نـَـ پـَـ میخوام رو پشت بوم سرعت گیر باش درست کنم *************************** می گم صبح ساعت 5 دارم میرم تنگ كوه !میگه اه با دوستات؟ پـَـ نـَـ پـَـ با فرشته ملائکه هایی که صبح های زود برا شمارش ثواب ها دور هم جمع میشن *************************** رفتم سر قبر بابابزرگم ... یارو اومده پیشم نشسته میگه فوت کردن؟ پـَـ نـَـ پـَـ فردا امتحان ریاضی داره خودشو زده به خواب که نره *************************** به مامانم میگم: یه دختر دیدم خوب، پاک ، نجیب، سر به راه ،تحصیل کرده ... میگه : میخوای بریم خواستگاریش؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ گفتم دلت بسوزه *************************** دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده ؟ میگم : تو رژیمم ... میگه رژیم لاغری ؟! ...پـَـ نـَـ پـَـ رژیم صهیونیستی *************************** پـَـ نـَـ پـَـ می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره نظرات شما عزیزان: سروش
![]() ساعت17:09---27 بهمن 1390
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سه شنبه 25 بهمن 1390برچسب:, :: 19:51 :: نويسنده : ستاره
پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |